تبلیغات
SOSOZ - تشرف ملا احمد مقدس اردبیلی
چهارشنبه 1391/07/26

تشرف ملا احمد مقدس اردبیلی

   نوشته شده توسط: سیدفاضل موسوی    نوع مطلب :مذهبی ،

 

a.jpg (3)

تشرف ملا احمد مقدس اردبیلی

PDF
سید میر علام تفرشی ، كه از شاگردان فاضل مقدس اردبیلی (ره ) است ، می گوید: شبی در صحن مقدس امیرالمؤمنین (ع ) راه می رفتم .
خیلی از شب گذشته بود.
ناگاه شخصی را دیـدم كـه به سمت حرم مطهر می آید.
من نیز به سمت او رفتم ، وقتی نزدیك شدم ، دیدم استاد ما ملا احمد اردبیلی است .
خـود را از او مخفی كردم ، تا آن كه نزدیك در حرم رسید و با این كه در بسته بود، بازشد و مقدس اردبیلی داخل حرم گردید.
دیدم مثل این كه با كسی صحبت می كند.
بعد از آن بیرون آمد و در حرم هم بسته شد.
به دنبال او براه افتادم ، به طوری كه مرانمی دید.
تا آن كه از نجف اشرف بیرون آمد و به سمت كوفه رفت .
وارد مسجد جامع كوفه شد و در محرابی كه حضرت امیرالمؤمنین (ع ) شربت شهادت نوشیده اند، قرار گرفت ، دیدم راجع به مساله ای با شخصی صحبت می كند وزمان زیادی هم طول كشید.
بـعـد از مدتی از مسجد بیرون آمد و به سمت نجف اشرف روانه شد.
من نیز به دنبالش می رفتم ، تا نـزدیـك مسجد حنانه رسیدیم (مسجدی كه دیوارش خم شده است وعلت آن این است كه وقتی جـنـازه امیرالمؤمنین (ع ) را برای دفن در نجف اشرف ، ازآن جا عبور می دادند، دیوار این مسجد، روی ارادت بـه آن حـضرت خم شد).
در آن جاسرفه ام گرفت ، به طوری كه نتوانستم خود را نگه دارم .

همین كه صدای سرفه مرا شنید، متوجه من شد و فرمود: آیا تو میر علامی ؟ عرض كردم : بلی .
فـرمـود: ایـن جا چه كار داری ؟ گفتم : از وقتی كه داخل حرم مطهر شده اید، تا الان با شمابودم ، شـما را به حق صاحب این قبر (امیرالمؤمنین (ع )) قسم می دهم ، اتفاقی را كه امشب پیش آمد، از اول تا آخر به من بگویید.
فرمود: می گویم ، به شرط آن كه تا زنده ام آن را به كسی نگویی .
من هم قبول كردم و باایشان عهد و میثاق نمودم .
وقـتی مطمئن شد، فرمود: بعضی از مسائل بر من مشكل شد و در آنها متحیر ماندم ودر فكر بودم كـه نـاگاه به دلم افتاد به خدمت امیرالمؤمنین (ع ) بروم و آنها را ازحضرتش بپرسم .
وقتی كه به حـرم مطهر آن حضرت رسیدم ، همان طوری كه مشاهده كردی ، در به روی من گشوده و داخل شـدم .
در آن جـا بـه درگـاه الهی تضرع نمودم ، تا آن حضرت جواب سؤالاتم را بدهند.
در آن حال صـدایـی از قبر مطهر شنیدم كه فرمود: به مسجد كوفه برو و مسائلت را از قائم بپرس ، زیرا او امام زمـان تو است .
به نزد محراب مسجد كوفه آمده و آنها را از حضرت حجت (ع ) سؤال نمودم ، ایشان جواب عنایت كردند و الان هم برمی گردم
كمال الدین ج 2، ص 64، س 24


erectile medication bimix
جمعه 1398/03/24 04:08
natural cure eds http://viagralim.us natural cure eds !
Excellent goods from you, man. I have bear in mind your stuff prior to and you are just too magnificent. I actually like what you have bought right here, certainly like what you are stating and the way in which during which you assert it. You're making it entertaining and you still care for to stay it sensible. I can not wait to read far more from you. This is actually a wonderful site.
manicure
شنبه 1396/01/12 01:28
Heya i am for the first time here. I came across this board and I find It truly useful & it helped me out a
lot. I hope to give something back and help others like you aided
me.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر