تبلیغات
SOSOZ - انتظار از قرآن در تفاسیر قرن اخیر
شنبه 1391/07/29

انتظار از قرآن در تفاسیر قرن اخیر

   نوشته شده توسط: سیدفاضل موسوی    نوع مطلب :قرآن و اهل بیت(ع) ،

انتظار از قرآن در تفاسیر قرن اخیر
پیشرفت دانش بشری در ابعاد مختلف علوم، ریزنگریها و ژرفكاوی هایی را به دنبال داشته است. بسیاری از رخدادها و فرایندها كه در گذشته تاریخ، فاقد فلسفه و دلیل می نمود و بسیط و بریده از قبل و بعد شناخته می شد، در نتیجه این ریزنگریها وجستارها، قابل تحلیل و پیش بینی وامری قانونمند شناخته شده است. كار تفسیر متون دینی، كه قرنها تداوم داشته است، درشمار آن دسته از فرایند ها بشمار می آید. مفسران درطول قرنها، به تفسیرهای مختلفی درباره قرآن پرداخته اند وخود شاهد بوده اند كه درموارد بسیاری، فهم آنان با پیشینیانشان متفاوت بوده است، چنانكه ملاكها ومعیارها و روشهای آنان نیز یكسان نبوده است. مشاهده تفاوت برداشتها و تفسیرها، كمتر سبب می شد كه مفسران به راز آن بپردازند وآن را تابع ضوابطی شناخته شده معرفی كنند. تا این كه محققانی همّت خویش را دراین زمینه مصروف داشتند و (علم التفسیر) را به عنوان موضوعی مستقل مورد تحقیق و توجه قرار دادند. (هرمنوتیك) تعبیری است معادل (علم التفسیر) ودر ترجمه آن عباراتی چون (دانش فهم متون)، (دانش تفسیر و یا تأویل) آورده اند. درتعریف (علم التفسیر) و (هرمنوتیك) گفته اند: ییك: عبارت است از تفسیر به معنای وسیع كلمه، یعنی روشن ساختن مفهوم ناروشن و زدودن ابهام از چهره معانی ومفاهیم، هرچند دریك لغت صورت گیرد، مثلاً متنی عربی با الفاظ عربی توضیح داده شود ویا متنی فارسی با لغات و فرهنگ فارسی تفسیر گردد. دو: عبارت است از ترجمه؛ یعنی نقل و توضیح یك مفهوم از زبانی به زبانی دیگر. سه: هرمنوتیك عبارت است از شرح یك واژه یا عبارت. به تعبیر دیگر، اصطلاح یادشده متضمن یكی ازاین سه معنا است: (بیان، ترجمه و شرح) [1] برخی (هرمنوتیك) و نخستین مراحل طرح آن را در زمینه نسخه شناسی و شناسایی نسخ اصلی برای اصلاح اشتباهاتی دانسته اند كه به طور معمول در استنساخها روی می داده است. [2] البته این كار وهدف ساده، به مرور ژرفای بیشتری یافته و چگونگی تفسیر متون را مورد توجه قرار داده است. صاحبنظران براین باورند كه پژوهش درباره تفسیر متون دینی مسیحی و سایر متون فلسفی و ادبی به وسیله شایرماخر (1768 ـ 1834 م) صورت گرفت، او حركت جدیدی را آغاز كرد؛ زیرا اعتقاد داشت كه آنچه نویسنده ومفسر متون دینی و ادبی و فلسفی می نویسد، تعبیری است از شخصیت، باورها و اطلاعات خود او. [3] وی اعلام داشت: (دانش عمومی تفسیر، هنر فهمیدن (understanding) است.) [4]
این دانش با جهت گیری وفهم و تعریف جدید آن به وسیله دانشمندان چندی دنبال شد، ازآن جمله (كارل بارت) و (بولتمان) در زمینه تفسیر كتب مقدّس، (هایدگر) در زمینه تفسیر متون فلسفی و... [5] اصول علم تفسیر (هرمنوتیك)
صاحب نظران این رشته، پنج اصل را در كار تفسیر متون كهن برشمرده اند. 1. پیش فهمها یا اطلاعات پیشین مفسّر.
2. علایق و انتظارات مفسّر از متن مورد تفسیر. 3. تلاش مفسّر برای شناسایی فضای تاریخی شكل گیری متن (مانند: مخاطبان، شرایط و...) 4. شناخت مركز معنایی متن و تفسیر مجموعه پیامها و معارف بر محور آن. 5. ترجمه متن در افق تاریخی مفسّر. [6]
دراین كه پیش فهمها و انتظارات مفسّر تا چه اندازه بر فرایند صحیح تفسیر تأثیر می گذارد، اختلاف نظر است، برخی برای آن تأثیر اساسی و بنیادی قایلند و در ورای این برداشتهای متّكی به پیش فهمها و انتظارات، معنای مستقلی را باور ندارند وهمه حیات معنایی ومفهومی متون را در قالب تفسیرها و نگرشها جستجو می كنند و گروهی برای پیش فهمها و اطلاعات وانتظارات مفسّر، اجمالاً سهمی را قائلند ونه تمام سهم را. آن مقدار كه برای این پژوهش ضروری می نماید، پذیرش تأثیر اجمالی اطلاعات و انتظارات مفسر بر روند تفسیر است. این تأثیر اجمالی، چیزی است كه محققان به گونه ارتكازی بدان اذعان دارند و در عمل آن را به كار می گیرند، چه این كه (در كثیری از تحقیقات اصولیشان، خصوصاً دربحث اجتهاد و تقلید، صراحتاً به توقف فهم فقهی بر پاره ای از معلومات بیرون متن تصریح می كنند.) [7] در پیشینه تلاشهای تفسیری مفسّران قرآن نیز هرچند به صراحت (هرمنوتیك) مورد توجه و عطف نظر قرار نگرفته، امّا محتوای آن مورد عنایت و اذعان مفسران بوده است، چه این كه بسیاری از آنان تصریح داشته اند كه كار تفسیر، پیش از پردازش به اصل متن، نیازمند مجموعه ای از شناختها نسبت به لغت، مفاهیم حقیقی ومجازی، نكات ادبی و بیانی، شناخت سبب نزول، توجه به مخاطبان و پرسشها، اصول ومبانی تفسیری و... می باشد، این مقدار از نظر و نگاه به پیش فهمها، هرچند از ریزنگریهای دانش (هرمنوتیك) و زاویه نگاههای جدید آن فاصله دارد ولی نردبانی برای رسیدن به منتهی شدن به این مرحله، می توانسته است قرار گیرد. پیش فرضها و انتظارات مفسران از قرآن هرمفسر خواسته یا نخواسته، آگاهانه ویا ناآگاهانه، قبل از پرداختن به تفسیر، باورهای خاصی را در رابطه با موضوع متن مورد تفسیر داشته است، واز دریچه همان باورها به انتظار دریافت معارفی آشنا وهمخوان با اطلاعات پیشین خود نشسته است، مفسران همواره تلاش دارند كه واقعیت را دریابند و دست كم ادّعا دارند كه می خواهند آنچه هست را بشناسند و باورها و انتظارات خود را بر متن مورد تفسیر تحمیل نكنند، فارغ ازاین كه، این آرمان با این كه مقدّس وارزشمند است، امّا دستیابی به آن كارآسانی نیست. اطلاعات پیشین، باورها و انتظارات مفسّر به منزله عینكی است در برابر چشمان او كه همه چیز را به رنگ همان می بیند! بنابراین تعیین و تشخیص همه پیش فهمها و پیش فرضهای یك مفسّر كاری میسّر نیست ولی می توان برخی از اصول آن را مفاهیمی چون (خاتمیت شریعت اسلام و رسالت رسول اكرم(ص)، جامعیت احكام قرآن، جهانی بودن دعوت اسلام، در تضاد نبودن كتاب شریعت با نظام تكوین و...) دانست. كسی كه قرآن را جامع همه نیازهای عبادی یا نیازهای معرفتی و تربیتی ویا نیازهای دنیوی و اخروی بداند، با همین انتظار به تفسیر قرآن می پردازد واین انتظار باعث می شود كه او واژه ها و تعابیر قرآن را فقط ناظر به ابعاد عبادی و رابطه انسان با پروردگار بداند و بفهمد یا علاوه بر آن قرآن را بیانگر رابطه خلق با خلق و یا فراتر ازآن بیانگر رابطه انسان با جهان وهمه نیازها و باید ها و نبایدهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و... بشناسد و تلاش كند كه به هرشكل مستقیم یا غیرمستقیم، به صراحت یا به كنایه ـ این مفاهیم مورد انتظار را از قرآن استخراج كند. باورهای مفسّر در زمینه قلمرو دخالت و نظارت دین، هدف وحی و انبیا، رابطه دین و عقل، مناسبات دین وعلم، از جمله پیش فهمهایی است كه به شكلی عمیق بر فهم تفسیری وی اثر می گذارد. اكنون در جهت مطالعه عینی این تأثیر و تأثّر در فرایند تفسیری مفسّران قرن چهارده، چند مكتب تفسیری عمده وبه نام را مورد بررسی قرار می دهیم ودراین شماره به دلیل فراهم بودن موضوعات مورد نظر به دوتفسیر می پردازیم: 1. فی ظلال القرآن، نوشته سید قطب (سید بن قطب بن ابراهیم بن حسین شاذلی) 2. المیزان فی تفسیرالقرآن، نوشته سید محمد حسین طباطبایی. تفسیر فی ظلال القرآن و شخصیت نویسنده آن چنانكه گفته شد، شخصیت علمی، فرهنگی و بینش های اجتماعی و آگاهیها وآرمانهای مفسر بر نوع انتظارهای وی و برداشتهای او از قرآن تأثیر می گذارد. ازاین رو شایسته است كه قبل از شنیدن انتظارات سید قطب از زبان خود او، شناختی اجمالی از وی به دست دهیم. سید قطب در9 اكتبر 1906 میلادی دریكی از روستاهای استان (اسیوط) مصر در خانواده ای مذهبی تولد یافت. جدّ ششم او فقیرعبداللّه برای ادای مناسك حج از هند عازم مكه شد كه پس ادای مراسم درمصر استقرار یافت. پدر سیّد قطب فردی متدین ومورد توجه واحترام مردم و مردی روشنفكر بود و عضویت حزب وطنی را داشت. درحالی كه مدارس دولتی رواج نداشت، او فرزندش سید قطب را بدان مدرسه ها روانه كرد. سید قطب بیش از ده سال نداشت كه تمام قرآن را حفظ كرده بود. او برای ادامه تحصیل درمدارس ثانویه وارد قاهره شد و مدرك تحصیلی (دارالعلم) را كسب نمود ودرهمانجا بود كه با (عباس محمود عقاد) پیشتاز ادبیات نوین مصر آشنا گردید. سید دراین مرحله با فرهنگ غرب به ویژه انگلستان آشنا شد. او با آگاهیهای علمی دینی خود، گام درمیدان اصلاحات اجتماعی و سیاسی نهاد و آثاری فرهنگی ـ دینی چندی ازخود برجای نهاد، كه تفسیر فی ظلال نمونه مهم و بارز آن است. وی در نتیجه تلاشهای سیاسی و اقدامات اصلاح طلبانه در 55 سالگی روز دوشنبه 7 جمادی الثانی 1386 هـ.ق در زندان قاهره با دو تن از همفكرانش به شهادت رسید. انتظار از دین، در نگاه (فی ظلال)
ییكی از پیش فرضهای مهم مفسران متون دینی، تعریفی است كه آنان ازدین می شناسند و انتظاراتی است كه ازآن دارند. سید قطب درمقدمه تفسیرخود، گویی به این نكته سخت واقف است و می داند كه اهل دقّت در جستجوی دیدگاه او درباره دین و وحی و قرآن هستند و دیدگاه او را بر فضای فهم و تفسیر او مؤثر می دانند، ازاین رو خود به نقش دین در ساختن زندگی معنوی ومادی انسانها پرداخته و آرامش و بركت و پاكی را درسایه قرآن وحاكم ساختن آن درتمام عرصه های زندگی معرفی كرده است. [8]


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر