تبلیغات
SOSOZ - عایشه دختر ابوبكر-ارسال مطلب توسط خانم دكتر زهره اخوان مقدم


در شب ۱۷ ماه رمضان در سال ۵۸ ه‍ در مدینه ، عایشه دختر ابوبکر به دست معاویه کشته شد.

واقعه جمل و کشته شدن حدود بیست هزار نفر از مسلمین از اصحاب  امیر المومنین علیه السلام از کارهاى معروف اوست .

پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم دعا کرد و دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن عایشه را ببیند.

عایشه در زمان حیات رسول خدا با آن حضرت رفتار نامناسبی داشت 

با امیرالمومنین و صدیقه زهرا و همسران پیامبر رفتارهای زشت و كینه توزانه ای روا داشت.

با آنکه با چشم خود ویژگى های اخلاقی و روحی و جسمانی اهل بیت علیه السلام را مشاهده می کرد

رسول الله صلی الله علیه و آله  وقتی فاطمه زهرا به امام حسین علیه السلام علیهم السلام حامله شد، فرمودند: 

من در چهره تو نورى مى بینم و به زودى حجتى براى خلق خدا از تو متولد مى شود.

 و زهرا (س ) فرمود: ((چون به این فرزند حامله شدم ، در شب نیازى به چراغ نداشتم .))

 عایشه که به اقرار خودش به حضرت زهرا علیها السلام حسادت داشت، می‌گوید: 

شب هنگام، ما به وسیله نور صورت  فاطمه زهرا" فاطمه‏ زهرا خیاطی و پشم ریسی و بافندگی می‌کردیم 

و چون صورتی بسیار درخشنده داشت «زهراء» نامیده شد. 

 ولی باز وقتی حضرت زهرا به شهادت رسید، 

همسران رسول خدا برای سر سلامتی امیرالمومنین آمدند جز عایشه كه اظهار مریضی كرد

 و سخنی گفت كه دلالت بر خوشحالی او داشت. 

 

عایشه از حسادت نمی توانست محبت رسول الله صلی الله علیه و آله را به دیگران تحمل کند.

رسول الله صلی الله علیه و آله  وقتی ابراهیم فرزندش به دنیا آمد؛ 

به دیدار همسر و فرزندش می شتافت، هر وقت خسته می شد به نخلستان - و محل مشربه ام ابراهیم - می رفت. 

و به پیش پسرش ابراهیم که از ماریه قبطیه بود و که تنها فرزند پسر رسول الله صلی الله علیه و آله بود.

از این جهت رسول الله صلی الله علیه و آله ابراهیم را بسیار دوست داشت.

ابراهیم را در بغل می گرفت و می بوسید و نوازشش می کرد.

روزی رسول الله صلی الله علیه و آله همراه ابراهیم بود که عایشه آمد. 

رسول الله صلی الله علیه و آله به او گفت:" عایشه ببین این ابراهیم چقدر به من شبیه است. 

اما عایشه که از آتش حسد می سوخت با اخمی تلخ و لحنی سرد گفت: " نه!هیچ شباهتی با تو ندارد!" 

و به رسول الله صلی الله علیه و آله  گفت که نمی خورد که فرزند تو باشد، و به ماریه تهمت زنا زد.

که دل رسول الله صلی الله علیه و آله را بسیار رنجاند.

و به ابراهیم که بزرگ تر و رشید تر از سنش نیز نشان میداد اشاره کرد و گفت:

“به هر بچه ای که اگر اینقدر شیر دهند از این هم گنده تر میشود.

و فرمودند بخاطر تهمت زنا و قذف محصنه ای که به خانواده رسول الله صلی الله علیه و آله زده، در رجعت حد خواهد خورد.

عبد الرحیم قصیر روایت می كند كه امام جواد(ع) فرمود: 

زمانی كه قایم ما قیام نماید حمیرا - یعنی عایشه - را به نزد او می آورند تا اینكه آنحضرت بر او حد شرعی اجرا می كند 

و انتقام مادرش فاطمه زهرا (س)را می ستاند. او می گوید: به امام عرض كردم چرا او را حد می زند؟

فرمود: زیرا به ام ابراهیم همسر دیگر پیامبر افترا و  تهمت - زنا - زد.

گفتم: چرا اجرای حد را تا آن زمان به تاخیر انداخته شد.

فرمود: زیرا خداوند پیامبرش را به عنوان رحمت مبعوث كرد و قایم ما را برای دشمنان نقمت قرار داد.

مصادر: اسلام شناسی.چاپ مشهد.مجموعه درسهای دکتر علی شریعتی در دانشگاه مشهد صفحه 400، و همچنین بحار الانوار .

 

شاید این حسادت از آن جهت بود که عایشه نتوانست برای پیامبر فرزندی بیاورد. 

در هر حال این ماجرا حاکی از عمق حسادت عایشه به دیگر زنان پیغمبر دارد. 

( عباس محمود عقاد.حقایق الاسلام و اباطیل الخصومه صفحه 65 )

 

و بعد از قتل عثمان و خلیفه شدن امیر المومنین علی علیه السلام عایشه بسیار ناراحت شد. 

چرا که به هیچ وجه نمی خواست امیر المومنین علی علیه السلام خلیفه شود. 

و از همان ابتدای شهادت رسول الله صلی الله علیه و آله بنای ناسازگاری با خاندان آل الله علیهم السلام گذاشت. 

او که تا دیروز عثمان را پیر کفتار می نامید، 

و بر قتلش رضا داشت، به یکباره تغییر موضع داد، و عثمان را مظلوم و قتیل فی سبیل الله خواند.

و با فتنه بعضی از بزرگان آن زمان مثل طلحه و زبیر و معاویه با جنگ با امیر المومنین علی علیه السلام برخاست،

اما امیر المومنین علی علیه السلام بعد از پیروزی در جنگ جمل با عایشه به عفو رفتار کرد، 

و در مقابل اعتراض دوستان گفت: او زن پیغمبر بود و احترامش واجب است و حسابش با خدا و رسول است.

 

ابن ابی حدید در «شرح ابن ابی الحدید ج17 ، صفحه254» آورده است : 

اگر خلیفه دوم به جای امیر المومنین علی علیه السلام بود هر آینه عایشه را قطعه قطعه می کرد .

 

و از حضرت باقر علیه السّلام روایت است كه فرمود: چون در روز جمل هودج عائشه را تیر باران كردند،

 أمیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: بخدا سوگند هیچ راهى جز اینكه پس از طلاق او را از منصب امّ المؤمنینى خلع كنم ندارم، 

سپس روى به جماعت نموده 

و فرمود: هر كدامتان را به خدا قسم مى‏دهم كه اگر این سخن پیامبر كه فرمود: 

«اى علىّ طلاق زنان من (خلع از منصب امّ المؤمنینى) پس از من بدست تو است» را شنیده است برخاسته و گواهى دهد، 

در این هنگام سیزده مرد كه دوتاى آنان از أصحاب بدر بودند بر صحّت این حدیث شهادت دادند.
پس با دیدن این صحنه عائشه گریه كرد بطورى كه صداى گریه‏ اش را همه شنیدند.
و در آن روز حضرت أمیر علیه السّلام فرمود: روزى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مرا از ماجرایى باخبر نموده

و فرمود: خداوند متعال تو را در روز جمل با پنج هزار فرشته نشاند ار و مخصوص تأیید و یارى مى‏فرماید.

(احتجاج ـ ترجمه جعفری1/353)

 

 أمیر المؤمنین علیه السّلام او را در حالی که 40 زن او را همراهی می کردند به مکه فرستاد.

در بحارالانوار ج28 ، صفحه194 و ج32 ، صفحه341 و کتب دیگر آمده است : 

از مشخص ترین نشانه های بغض و کینه او نسبت به امیرالمومنین علیه السلام این بود که غلامش را «عبدالرحمن» نام نهاد 

و گفت : این نام گذاری را به خاطر محبتم به قاتل علی بن ابی طالب یعنی «عبدالرحمن بن ملجم» انجام دادم.

 

و بعدا به مدینه برگشت، و در هنگام شهادت امام حسن علیه السلام بر خری سوار شد و مروان حمار وزغ او می کشید.

پس با کمک بنی امیه نگذاشتند امام حسن علیه السلام کنار  رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله دفن شود.

و به دستور عایشه ۷۰ تیر به بدن مبارک امام حسن علیه السلام زدند.

 

در شب 17 رمضان در سال 58 در مدینه ، عایشه دختر ابوبکر به دست معاویه کشته شد و به سزای اعمالش رسید .

 دو قول دیگر در این باره 29 رجب و آخر ذی الحجه است.

 

معاویه چون خواست برای پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد عایشه انكار آن كرد و معاویه را تهدید كرد 

چون معاویه ۲ سر ابوبکر را کشته بود تا خلاف را تثبیت کند.

 عایشه به معاویه گفت: محمد برادرم را كشتی و برای یزید بیعت می گیری؟

تا آنجا که معاویه مجبور شد برای خلافت یزید عایشه را نیز حذف کند.

 

قتل عایشه به دست معاویه در خانه معاویه انجام پذیرفت

معاویه ترسید كه مبادا او ایجاد فتنه كند، 

لذا در خانه خود چاهی کند و آن را پر از آهک کرد و فرشی قیمتی بر روی آن پهن نمود، 

و تختی بر آن نهاد و عایشه را وقت نماز عشاء به خانه خود خواند . 

وقتی عایشه وارد شد معاویه او را به نشستن بر آن تخت تعارف کرد. 

همین که روی آن نشست، فرو رفت و به چاه افتاد و به هلاکت رسید . 

معاویه در چاه چندین نیزه مسموم تعبیه کرده بود و هنگامی که عایشه در چاه افتاد فوراً کار او ساخته شد .

 

 

 

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر